احمدي نژاد رمز گشايي مي كند

محمود احمدي نژاد معتقد است چون رفتار دانشجويي كه به عنوان نخبه به ديدار علي خامنه اي دعوت شده است مطابق انتظار او نبوده است، بايد تعريف نخبه عوض شود
اين گفته احمدي نژاد شايد بتواند تعريف جديدي از ديكتاتوري باشد. به همين ترتيب مي توان به ترجمه راحتي از گفتار جمهوري اسلامي و مخصوصا  علي خامنه اي دست يافت. در نظر اينان مردم يعني مسخ شدگاني كه از صبح تا شب تسبيح خدا و نماينده خدا را مي كنند بدون آنكه فكر و يا اراده اي داشته باشند
دشمن يعني مردمي كه احساس مي كنند وجود دارند، اراده مستقلي دارند، مي توانند بينديشند، به دلخواه خود بخورند، بياشامند و معاشرت كنند
بسيجي يعني لات بي سر و پايي كه مي تواند با حكم رهبر به جان و مال و آزادي هر كسي تجاوز كند بدون اينكه هيچ چرايي در ذهنش شكل گرفته باشد

عدالت يعني قوه قضاييه اي كه بي محاكمه اعدام كند و بي حق تجديد نظر محكوم كند.
دانشجو يعني بسيج دانشجويي
اينگونه است كه گفتار رهبران حكومت اسلامي و نتيجه گفته هايشان همواره در تناقض است. آنها تعاريف را عوض كرده اند

 

چه ايراني مي خواهم؟

 ايراني كه من در رويايم مي بينم، ايرانيست كه در آن زن بودن نه جرم است نه نقص. در آن ايران زن صاحب كودكان خويش است. در آن ايران زنان به اسم حجاب تحقير نمي شوند، دختران و پسران در يك كلاس و در يك مدرسه درس مي خوانند و همزمان با دانش، خود را و جنس مقابل را نيز مي شناسند

در آن ايران خزعبلات مذهبي و دروغ هاي تاريخي جايي در كتابهاي درسي ندارند

 در ايراني كه روياي من است براي يافتن كار نيازي به اعتراف به دين و جنس و سن و تمايلات جنسي نيست

در آن ايران روزنامه واقعي با خبرنگار واقعي و مستقل وجود دارد. هيئت دولت تركيبي از قاتلان، دزدان، تبه كاران، جاعلين و متجاوزين به عنف نيست

 ايران رويايي من زيباست، مهندسش برگه فروش و معمارش كپي كار نشريات معماري نيست. دانشگاهش دانشگاه است و …

اينها گوشه هايي از آرزوها و شايد هم افق هايي هستند كه من براي فرداي ايرانم مي بينم. آرتاهرمس باني اين ايده بود. شما هم بگوييد كه ايران ايده آل شما كدام است و اگر شما روزي نقاش اين بوم باشيد چه خواهيد كشيد؟ بومي كه اين روزها پر از نقش هاي شكسته و شايد هم دل هاي شكسته است 

 

یک سئوال از پرزیدنت اوباما

آقای پرزیدنت، آیا دعوت و یا ترغیب به مذاکره مستقیم حکومت ایران که این روزها دختران و پسران ایران را آسان می کشد، موجب نمی شود که حکومت اسلامی  دیگر مانعی جدی در برابر رفتارهای غیر مسئولانه خود نبیند؟

ایدۀ تغییرات و اصلاحات پله به پله و تدریجی در ایران به بن بست رسید

نتایج انتخابات و رای سازی آشکار برای آقای محمود احمدی نژاد، مفهوم “صندوق رای” را به انتهای کوچه بن بست “جمهوری اسلامی” رساند.

اگر روزی  احمدی نژاد محصول تحریم تلقی می شد،  نتایج انتخابات بخوبی نشان داد آنچه حاکم است فقط اراده شخص ولی فقیه است و رای ملت، همچنین تحریم و یا مشارکت احتمالی آنان، تاثیری در رفتار جمهوری اسلامی ندارد.

این انتخابات تنها راه خلاصی ایران را بخوبی نشان داد، حذف ولایت فقیه.

رئیس جمهوری برای تدارکات

با اعلام تصمیم محمد خاتمی برای ورود به رقابت های انتخابات ریاست جمهوری پیش بینی نتیجه احتمالی این انتخابات، دیگر به سختی گذشته نیست. ایرانیان پس از کابوس احمدی نژاد پذیرای هر احتمال بهتری خواهند بود. نیازی به تبلیغات آنچنانی هم برای خاتمی نیست. این ملت چیزی را به خاطر نخواهد آورد.

فرصت های نوسازی ایران یکی پس از دیگری از بین رفت. سرمایه عظیم دوم خرداد همراه با امید و اعتماد ملتی، دربی مبالاتی ها و بی ارادگی های امثال خاتمی سوخت. پایان تخاصم پرهزینه ایران و آمریکا که با عذرخواهی تاریخی آلبرایت کاملا ممکن و میسر بود، با اهمال حضرت خاتمی برای سالها به تعویق افتاد. فرار کودکانه خاتمی از مقابل کلینتون در سازمان ملل هم خاطره ای نیست که به این زودی ها فراموش شود. نفت 150 دلاری هم که با مدیریت های فراموش نشدنی جانشین خاتمی خود تبدیل به تهدیدی اقتصادی شد.

ولی خاتمی برای چه برگشت؟ برگشت تا دوباره تدارکاتچی حکومت شود؟ برای اینکه بحران های  نه روزه تبدیل به الم شنگه های روزانه شود؟  چه برنامه ای ویا بهتر بگویم چه مجوزی برای مقابله با ایجاد وزارت خانه ها و دستگاه های موازی دارد؟ توسعه سیاسی چه خواهد شد و مهمترین نکته اینکه چه برنامه ای برای اقتصاد دارد.

خاتمی خواهد آمد و ما مثل یک دانش آموز مردودی حداقل چهار سال از زندگیمان را دوباره تجربه خواهیم کرد. آقای خاتمی شما دوباره رئیس جمهور خواهید شد. ولی امیدوارم جانشین بعدی شما صفارهرندی نباشد.

جنگ با بالاترین یا قمه کشی در تاریکی

امروز درست در همان روزی که جمهوری اسلامی ماهواره هوا کرد بالاترین از کار افتاد. همزمانی معنی داری بود. مردان خامنه ای همزمان هم برای آمریکا خط و نشان کشیدند، هم برای آمریکا نشینان.

مشکلی که جمهوری اسلامی با جایی مثل بالاترین دارد انتشار بی واسطه نظرات ایرانیان است. چمهوری اسلامی با مخالفین منفرد هیچ مشکلی ندارد ولی جایی مثل بالاترین و مخصوصا قسمت نظرات آن برایشان غیرقابل تحمل است. تبادل نظر در محیطی آزاد مسلما نتایج دلخواه اسلام کاران ایرانی را به بار نخواهد اورد.

حمله به بالاترین هم در همان امتداد دادگاه مطبوعات و یا کشتار نویسندگان است. ولی واضح است که برخورد با پدیده هایی مثل بالاترین به آسانی دستگیری روزنامه نگاران و یا جریمه مدیران مسئول یا حتی پارازیت های ماهواره ای نیست.

آنها وارد جنگ با کسانی شده اند که قابل پیگیری و تهدید کردن نیستند. دشمنان جدید جمهوری اسلامی بی آنکه هزینه چندانی بدهند سانسور را به بازی می گیرند. فرض کنیم که موفق شوند که بالاترین را برای همیشه از کار بیندازند، با بالاترین هایی هر لحظه امکان ایجاد دارند چه کار خواهند کرد؟ برای ایجاد بالاترینی جدید کسی منتظر مجوز نشر وزارت ارشاد نمی ماند.

قانون را رعایت کنید، قانونی را که خود نوشته اید

صحبت از حسین درخشان است. آدم نارسی که دردسر می سازد و خبر می آفریند. تصمیم گرفته بودم نگرانش نباشم و سر فرصت که دیگرکاملا از دست رفته بود برایش ناراحت شوم.

ولی نمی شود. از مدافعین دروغین! حقوق بشر خواسته بود مزاحم عشق بازیش با همنام شریعتمدارش نشوند. شاید اینجای کار را حدس نزده بود. شاید نمی دانست بازجویی با گل وگلاب، با سلام وصلوات نسبتی ندارد. شاید هم می خواست با تحمیل سکوت به طرفداران آزادی و حقوق بشر آنها را در آچمز تصمیم گیری قرار دهد.

امروز دفاع از حسین درخشان دفاع از جفنگیات هودر نیست. دفاع ار یک آدم فروش هم نیست. دفاع از یک بی دفاع است. نگذاریم زیبایی دفاع از آزادی در سکوت کین آمیزمان از هودر لکه دار شود

حق هودر داشتن وکیل است. حق هودر ملاقات با خانواده اش است. هودر حق دارد بعد از تفهیم اتهام تا روز دادگاه با رعایت ترتیبات قانونی آزاد باشد. این شیوه حکومتی بیشتر گروگانگیری و شکنجه است تا یک روال قانونی.

قانون را رعایت کنید، قانونی را که خود نوشته اید.

بهترین خاطره

گور پدرش. همه که به آرزوهاشون نمی رسن. میبرمش کلاس فوتبال ثبت نامش می کنم. پاش هم که شکست میره پیش دکتر مددی البته تا اون موقع اگه زنده مونده باشه.

یه نفر دیگه رفت تو. بابا چقدر معطل می کنن. یه کلمه می خواد جواب بده  شیش ساعت ملت رو معطل میکنه.

-خب درگیریش هم کمتره فردا واسش یه مشکل پیش اومد می گم به تخمم می خواستی نکنی. حالا هم وظیفه خودته حلش کنی.

-خانوم ارومچی بفرمایید داخل

-من هم می تونم بیام تو؟

-نه!

این همه آدم این مشکل رو دارن، من هم یکی. سری بعد حتما دختر میشه ولی کدوم سری ه دیگه؟ این زن دیگه نمی خواد بچه بیاره.

-خب بریم؟

-بریم

- اسمشو میذاریم پرنیان

-پرنیان؟

خیلی دور و خیلی نزدیک

بریم ببینیم دنیا دست کیه!

Hello world!

Welcome to WordPress.com. This is your first post. Edit or delete it and start blogging!