بایگانیِ ژانویه, 2009|برگه‌ی بایگانی‌های ماهانه

قانون را رعایت کنید، قانونی را که خود نوشته اید

صحبت از حسین درخشان است. آدم نارسی که دردسر می سازد و خبر می آفریند. تصمیم گرفته بودم نگرانش نباشم و سر فرصت که دیگرکاملا از دست رفته بود برایش ناراحت شوم.

ولی نمی شود. از مدافعین دروغین! حقوق بشر خواسته بود مزاحم عشق بازیش با همنام شریعتمدارش نشوند. شاید اینجای کار را حدس نزده بود. شاید نمی دانست بازجویی با گل وگلاب، با سلام وصلوات نسبتی ندارد. شاید هم می خواست با تحمیل سکوت به طرفداران آزادی و حقوق بشر آنها را در آچمز تصمیم گیری قرار دهد.

امروز دفاع از حسین درخشان دفاع از جفنگیات هودر نیست. دفاع ار یک آدم فروش هم نیست. دفاع از یک بی دفاع است. نگذاریم زیبایی دفاع از آزادی در سکوت کین آمیزمان از هودر لکه دار شود

حق هودر داشتن وکیل است. حق هودر ملاقات با خانواده اش است. هودر حق دارد بعد از تفهیم اتهام تا روز دادگاه با رعایت ترتیبات قانونی آزاد باشد. این شیوه حکومتی بیشتر گروگانگیری و شکنجه است تا یک روال قانونی.

قانون را رعایت کنید، قانونی را که خود نوشته اید.

بهترین خاطره

گور پدرش. همه که به آرزوهاشون نمی رسن. میبرمش کلاس فوتبال ثبت نامش می کنم. پاش هم که شکست میره پیش دکتر مددی البته تا اون موقع اگه زنده مونده باشه.

یه نفر دیگه رفت تو. بابا چقدر معطل می کنن. یه کلمه می خواد جواب بده  شیش ساعت ملت رو معطل میکنه.

-خب درگیریش هم کمتره فردا واسش یه مشکل پیش اومد می گم به تخمم می خواستی نکنی. حالا هم وظیفه خودته حلش کنی.

-خانوم ارومچی بفرمایید داخل

-من هم می تونم بیام تو؟

-نه!

این همه آدم این مشکل رو دارن، من هم یکی. سری بعد حتما دختر میشه ولی کدوم سری ه دیگه؟ این زن دیگه نمی خواد بچه بیاره.

-خب بریم؟

-بریم

- اسمشو میذاریم پرنیان

-پرنیان؟

خیلی دور و خیلی نزدیک

بریم ببینیم دنیا دست کیه!